Monday, August 17, 2009

وسعت زمین


من روی یک کره گرد زندگی می کنم نمی دانم اندازه اش چقدر است؟ اخر من نه زمین شناسم ونه جهان گرد ولی می دانم که اندازه ی عجیبی دارد! تو انجا زندگی می کنی ان طرف زمین و وسعت زمین بین ما فاصله می اندازد فاصله خیلی زیاد به اندازه ی یک اقیانوس دو دریا و سه رشته کوه بزرگ اما عجیب است که من این فاصله را احساس نمی کنم انگار همین که قدم از خانه بیرون می گذارم یا سر از پنجره به در می کنم تو را می بینم که مثل هر روز صبح سر حال واراسته از خانه در می ایی وبه سمت دیگری می روی ونگاه مرابا خود می بری از این راه به نا کجا اباد همیشگیت انوقت با خودم فکر می کنم دنیا چقدر کوچک است و در ان فاصله معنا ندارد فکر می کنم اگر یکی دو قدم بر دارم از اقیانوس می گذرم در یا را رد می کنم واز رشته کو ها بالا می روم اما تو یک جا نمی مانی زمان می گذرد روزها و ماهها گاهی هم سال ها وبلا خره نزدیک تر می شوی می ایی به شهرم روی زمینی راه میروی که من می رفتم انوقت بال در می ارم از خوشحالی ومی دوم به سمتت اما...... اما تو هیچ وقت نیستی نمی دانم مشکل از زمانبندی من است؟ یا بی وقت امد ورفت تو؟ ولی تو هیچ وقت نیستی وهمیشه دیر می رسم انوقت پیش خودم فکر می کنم این دنیا انقدر ها هم که فکرش را می کنم کوچک نیست وگرنه چه طور می شود دونفر در یک جا وفاصله زمانی کم هم دیگر را پیدا نکنند!؟ انگار کش می اید زمین ! و بزرگ و بزرک تر می شود ان لحظه یا شاید هم یک جا بزرگ است و جای دیگر کوچک من که نفهمیدم زمین کوچک است یا بزگ؟